گزارش صعود به قله علم کوه از مسیر52 لهستان وهاری رست - علایی (مرداد ماه 95)

خرید بک لینک

برای یک صعود موفق و ایمن از دیواره مستلزم مطالعه و بررسی گزارشهای انجام شده و گرفتن اطلاعات و بررسی شرایط حاکم بر منطقه می باشد نیاز این صعود رساندن آمادگی جسمانی به حد مطلوب و بالا بردن استقامت بدنی با کار روی دیواره های محلی همراه کوله پشتی صعود به قله های بالای4000 متر وشب مانی در ارتفاع بالاو با لا بردن آمادگی روحی ذهنی و ارتقاء توانایی صعود های طبیبعی و مصنوعی کار با پله رکاب و ابزار گذاری است با در نظر گرفتن فصل کوتاه صعود عمدتا مرداد ماه و ارتفاع دیواره و سرمای منطقه و احیانا بارش و خطر ریزش سنگ چنان باید برنامه ریزی کرد که بتوان یک صعود خوب و ایمن و موفق را به انجام رساند.

برنامه ریزی تیم ما برای صعود دیواره شامل فعالیت های سالنی از اولین روز های سال کار بر روی مسیر های طبیعی استان برات – غلا ت – کوه پنجه و دیواره پلیس راه اصفهان – شیراز صعود با کوله پشتی و رساندن طول صعود ها به عدد یازده در مجموع به ارتفاع تقریبی 300 متر در پنج الی شش ساعت.

بعد از مستقر شدن در منطقه علم چال ( 4100 متر) .صعود دیواره مستلزم عبور و صعود از سه مرحله می باشد.1- گذشتن از یخچال و گل سنگها تا پای دیواره این قسمت معمولا با یک طناب پلاستیکی محکم ثابت گذاری شده است و اگر نبود روز قبل از صعود این کار می بایست انجام گیرد این مرحله خالی از خطر نیست به خاطر ریزش سنگها از بالا دست در گذر از این مرحله جانب احتیاط را باید مد نظر قرار داد و سعی بر این باشد که قبل از طلوع آفتاب این مرحله پشت سر گذاشته شود به دلیل اینکه با گرم شدن نسبی هوا موجب انبساط واحتمال ریزش سنگ بیشتر می شود.2- صعود خود دیواره 3- عبور از ریزشی ها این مرحله به دلیل قرار گرفتن در انتهای مسیر و خستگی نفرات و هوازدگی سنگها وخطر ریزش ممکن است ساعت ها به طول انجامد.تیم شش نفره ما آقایان (مهران اسماعیلی وعلی توکلی از هیئت کوه نوردی هفشجان – احمد حیدری وایرج صفر پور از گروه کوه نوردی پیام مخابرات - کورش بلالی پور و محمد محمودیان از گروه کوه نوردی فراز) با در نظر گرفتن تمام موارد این برنامه جلسه ای را تشکیل داده و برنامه ریزی این صعود را بررسی و با در نظر گرفتن آخرین ملاحظات ومرور وسا یل و تجهیزات وزمان اجرای برنامه آخرین تصمیمات گرفته شد وبا هم هماهنگ شدند.

پنج شنبه چهادهم مرداد 95

ساعت شش عصر من و آقایان ایرج صفر پور و کورش بلالی پور با وجود اطلاع از بارش برف در علم کوه و به امید بهتر شدن وضع هوا در روزهای آینده با خودرو شخصی از شهرکرد به سمت تهران و کرج راه افتادیم نزدیکی پل خواب در جاده کرج به چالوس شام صرف شد هوا هم قدری سرد بود .سپس مرزن آباد و کلاردشت را پشت سر گذاشتیم و صبح قبل از روشنایی آفتاب به قرار گاه فدراسیون رودبارک رسیدیم آقایان مهران اسماعیلی و علی توکلی هم که هم زمان از هفشجان راه افتاده بودند زود تر از ما آنجا بودند. آقای محمد محمودیان نیز چند روز قبل راهی شمال شده بودند .

قرار گاه فدراسیون در ونداربن

جمعه پانزدهم مرداد 95

از رودبارک با هم به سمت قرار گاه ونداربن راه افتادیم حدود یک ساعت با خودرو در کنار رودخانه و با جاده خاکی شنی به ونداربن رسیدیم که دو راهی بین حصا رچال و علم چال است اینجا هم قرار گاهی با تمام امکانات برای کوه نوردان مهیاست از جمله قاطر جهت حمل بارهای اضافی دیواره نوردان . حدود یکصدو بیست کیلو بار اضافی ما شش نفر بود که به قاطرچی آقای شیرزاد سپردیم خودمان نیز ساعت هشت صبح با یک کوله پشتی و وسایل لازم به سمت علم چال راه افتادیم. بعد از گذر از گوسفند سرا و رد شدن از پل چوبی روی رود خانه در محل مناسبی که آبی از یک دره جاری بود و به رودخانه اصلی می ریخت صبحانه صرف شد.

سپس راه افتادیم حدود نیم ساعتی بعد روبروی یک آبشار قشنگی از دور چند تایی عکس پادگاری گرفتیم .

کشتی سنگ

سپس از کشتی سنگ و لیزونک های یک و دو که شیب نسبتا زیادی داشتند رد شده و ساعت یک بعد از ظهر به پناه گاه سرچال رسیدیم.

پناه گاه سرچال

بر خلاف سال گذشته سکوت عجیبی بر منطقه حکم فرما بود از جنب و جوش کوه نوردان و دیواره نوردان در مسیر خبری نبود فقط یک تیم از تهران قبل از ما راهی علم چال بودند. به نظر می رسید به خاطر اعلام بارندگی دراین زمان در منطقه بود که تیم ها برنامه هایشان را جلو و یاعقب انداخته بودند. و این نوید خوبی برای ما بود که ترافیک کمتری روی دیواره وجود داشته باشد.به خاطر بارندگی روزهای گذشته هوا کمی سرد تر از معمول بود پناه گاه دارای آب آشامیدنی خوبی است .

از اینجا بالا دست دیواره بزرگ علم کوه خود نمایی می کند هوا کمی ابری و نسیم سرد ملایمی می وزید ابرهایی قله سیاه کمان را که روبرویمان قرار دارد گرفته همچنین ابر بر فراز دیواره بزرگ سایه افکنده و سرمای دیواره در وجود آدمی احساس می شد.

به طرف علم چال

ظرفهای خالی را که با خودمان آورده بودیم از آب پر کردیم چون در علم چال لاجرم باید از آب برف و یخ استفاده کرد و برای چند روزه مصرف اینگونه آبها به لحاظ نبود املاح در آن مشکلاتی از جمله خشگی گلو را به همراه دارد .به راه علم چال ادامه دادیم این مسیر پر از لاشه سنگهای بزرگ و کوچک است که روی یک پخچال بزرگ را پوشانده اند.ساعت چهاربعد از ظهر به علم چال رسیدیم.

علم چال

تجهیزاتمان نیز رسیده بودند رو یک تخته سنگ بزرگی چادر مهران و علی چادر دوم من و ایرج بر پا شد جای تمیز و مناسبی بود کورش و محمد نیز با فاصله از ما چادر شان را بر پا نمودند. اینجا دیواره کامل روبرویمان قرار داشت نقطه های سیاهی روی دیواره دیده می شدند که به آهستگی جابجا می شدند و این ها همان دیواره نوردانی بودند که روی دیواره تلاش می کردند.شب به همراه صدای ریزش سنگ ها ی دیواره که به گوش می رسید به خواب عمیقی فرو رفتیم.

علم چال

شنبه شانزدهم مرداد 95

صبح با روشن شدن هوا از چادر بیرون آمدیم هوا کاملا صاف و آرام بود دیواره با آن عظمت روبرویمان خود نمایی می کرد نور زرد آفتاب بر دیواره تابیده بود کسانی بر روی دیواره صعود می کردند من و ایرج برای کنجکاوی از چادر ها فاصله گرفتیم و روی سنگهای غول پیکر به سمت نزدیکتر دیواره رفتیم جایی روی یکی از سنگها نیم ساعتی صعود کنندگان را به نظاره نشستیم مسیر انتخابی ما هاری رست کاملا پیدا بود دو نفر (یک کرده )در مسیر بودند درحال صعود کلاهک بزرگ بودند زمان زیادی صرف گذر از این طول نمودند می دانستیم که این طول از سخت ترین های این مسیر است به چادر بر گشتیم دوستان مهران و علی کورش محمد نیز بیرون آمده بودند قرار بر این بود که امروز را به استراحت و بررسی مسیر بپردازیم . بعد از صرف صبحانه برای بررسی مسیر تا پای دیواره و اطمینان از ثابت گذاریها حرکت کردیم تا نیمه های پخچال رفتیم طناب قرمز رنگ محکمی از قسمت شیبدار پخچال تا پای گل سنگها کشیده شده بود ولی مسیر گل سنگها برایمان پیدا نبود من و مهران با استفاده از کلنگ وطناب ثابت گذاری شده پخچال را صعود کردیم و در ابتدای گل سنگها مسیر عبور از پخچال و رسیدن به گل سنگها که برایمان مبهم بود بررسی کردیم مشکل خاصی در عبور از این محل وجود نداشت به پایین برگشتیم با هم به چادر ها آمدیم و به استرحت و بررسی وسایل وتجهیزات پرداختیم و آنها را آماده و جدا گذاشتیم. روز را به شب و شب هم با خوردن یک شام کم حجم اکتفا و مروری بر برنامه فردا وهم فکری برای ساعت شروع و همچنین چگونگی صعود و بررسی افرادی که می خواستند فردا صعود کنند پرداختیم اختلاف نظری بینمان در ساعت شروع بود که به توافق ساعت چهار صبح انجامید.لازم به ذکر است برنامه ریزی صعود برای چند مسیر انجام شود که اگر در روز صعود مسیر با ترافیک صعود کنندگان مواجه شد بتوان مسیر خلوت تری را انتخاب کرد دو کرده روی یک مسیر آن هم پشت سر هم خطراتی را به دنبال دارد .(ریزش سنگ نفرات پایینی را تهدید می کند).البته ما مجبور شدیم سه کرده من و ایرج و کورش ومحمد و یک کرده هم بچه های تهران که صبح بعد از ما آمدند روی هاری رست برویم. من و ایرج قصد کردیم روز بعد صعود کنیم ولی با بیشتر شدن دیواره نوردان در آن شب در علم چال و احتمال اینکه روز بعد نیز ترافیک به همین منوال یا بیشتر شود رای ما هم بنا بر صعود امروز شد. این امر موجب طولانی تر شدن زمان صعود به دلیل یک صعود ایمن و سلامت گروه به خصوص در ریزشی ها شد و ساعتها در ریزشیها معطل ماندیم.پس با این تفاسیر شب زدتر به خواب رفتیم .

یک شنبه هیفدهم مرداد 95

ساعت 3 صبح با زنگ گوشی موبایل از خواب بیدار شدیم پس از جمع و جور کردن وسایل چای را بار گذاشته و نیمرو جهت صبحانه آماده کردیم صرف شد چای نبات هم همینطور .علاوه بر تجهیزات فنی کوله پشتی من به وزن حدود 7 کیلو می شد که شامل دو لیترو نیم آب – کیسه خواب سبک 750 گرمی پر- جوراب پر- دستکش پلار – کاپشن گرم برای بیواک احتمالی روی دیواره یا بعد از دیواره – کلاه گرم – دستمال گردن – پتو نجات- الکل جامد – کبریت یا فندک – غذا – تنقلات – کمک های اولیه – بیسیم –گوشی موبایل – را برداشته و ساعت چهار صبح درب چادر ها را بسته وبه سمت دیواره راه افتادیم. انرژی و عزم فوق العاده ای در وجود همگی بود .

بعد از دو ساعت حرکت در تاریکی هوا و پس از گذر از روی لاشه های بزرگ سنگ ورسیدن به برف نرمی که طی بارش روزهای اخیر روی برف های قدیمی نشسته بودو گذشتن از پخچال وگل سنگ ها ساعت شش صبح به پای دیواره رسیدیم البته با احتیاط کامل و اطمینان از ریختن هر نوع سنگی توسط خودمان برای جلوگیری از بروز خطر در پایین دست.مهران وعلی به سمت راست از ما جدا شدند و به جستجوی شروع مسیر 52 پرداختند ما نیز به سمت چب به تراورس در حمایت طناب پلاستیکی حدود 50 متری رفتیم تا به ابتدای مسیر هاری رست رسیدیم یک کرده جلوتر از ما روی اولین طول جهت صعود از مسیر فرانسه فعالیت می کردند. با آماده شدن ما جهت صعود اطمینان پیدا کردیم که بچه های مسیر فرانسه از طول اول خارج شدند. ساعت شش و بیست دقیقه تازه نور آفتاب بر دیواره تابیده بود که صعودمان را شروع کردیم هوا بسیار آرام و صاف بود طول اول و دوم را یکی کردیم و طبیعی صعود شدمیانی ها قدری با هم فاصله داشتند نیاز به ابزارگذاری احساس می شد ولی ما بدون ابزار صعود کردیم بدون دستکش صعود می شد ولی سنگ های سرد دست ها را کرخ و بی حس میکرد .در کارگاه ها برای حمایت دست کش ها به کار می آمدند .طول سوم هم طبیعی صعود شد .طول چهارم کلاهک بزرگ سخت ترین طول مسیر با پله رکاب و بصورت مصنوعی صعود شد - طول پنجم کلاهک کوچک بصورت ترکیبی صعود شد واینجا می رسیم به کارگاه یخ ساعت ده وپانزده دقیقه از اینجا به بعد دیگر آفتاب را نخواهیم داشت.

کارگاه یخ در یک شیار باریک و بد جا زده شده برف و یخ در این اینجا سرما را چند برابر می کند یخ به صورت قندیل از سنگ های بالایی آویزان است .قسمتی از ابتدای مسیربعد از کارگاه را باید بصورت پاگستر و طبیعی صعود کرد. جایی که فاصله میانی ها زیاد است واحتمال پاندولی می دهید از ابزار گذاری استفاده کنید در چند مورد نیاز شد و ما استفاده کردیم بیشتر فرند و کیل به کار می آید. بعد از این طول به وسیله بیسیم تماسی با آقا مهران (مسیر 52) می گیریم آنها نیز نزدیک طاقچه قمقمه هستند از سلامتی آنها با خبر و سلامتی خودمان را نیز اعلام می داریم لازم به ذکر است که میانی ها ازا نواع میخ ها ی کوبشی و نامطمئن و زنگ زده است اگر اولین نفری هستید که صعود می کنید حتما میخ ها را با چکش بکوبید تا محکم شوند.

سعی کنید فشار و اتکا بر هر دو دست و پاها تقسیم شود برای ایمن ماندن از کندن سنگ و ریزش در جایی من سنگی را گرفتم خواستم صعود کنم سنگ از دیواره جدا شد خوشبختانه کوچک بود و آن را در جایی مطمئن گذاشتیم برای کارگاه ها هم از چند میخ و یک عدد رول 10 یا 12 که به نظر می رسید رول ها را اخیرا زده اند استفاده شده است تعدادی طنابچه و اسلینگ پوسیده در هر کارگا هی وجود دارد که شما از اینها استفاده نکنید از وسایل خودتان در کارگاه استفاده نمایید. اگر کفش دیواره دارید با خود ببرید کفش سالنی شما را بسیار اذیت خواهد کرد. کفش اسپورت خوبه ولی عیبی که پیدا می کنه اینه که به علت سرمای هوا کف آن سفت شده و در طولهای طبیعی دیگر اصطکاکی با دیواره نخواهد داشت . ولی برای صعود های مصنوعی گزینه مناسبی است.تغذیه روزمان مختصر تنقلات و آبی است که همراه داریم طول های بعدی را هم طبیعی صعود می کنیم بعد از حدود دوازده ساعت تلاش بی وقفه ساعت شش بعد از ظهر یازدهمین طول هم بصورت مصنوعی صعوشد که یک مسیر 20 متری تقریبا سخت است.

حالا در یک سکوی کوچکی که جای سه نفر میشود منتظر صعود دوستان هستیم . با آمدن ایرج و کورش به بررسی اولین مسیر ریزشی می پردازیم من طنابی به خود می بندم و با حمایت ایرج چند متری سمت چپ دست به سنگ پایین می روم و با احتیاط کامل به سمت راست بر می گردم مسیر را می بینم مسیر با شیب کم ولی بسیار ریزشی به آهستگی هر چه تمامتر ده متری بالا می روم اینجا به یک طناب پلاستیکی می رسم با اطمینان از محکم بودن آن را در یومار می زنم ولی سعی می کنم باری رویش نیندازم

چشم انداز علم چال از روی دیواره

بعد از ده متر دیگر روی یک گرده کارگاهی با دو میخ وجود دارد در حمایت می روم و طنابی را که با خودم آورده ام به کارگاه فیکس می کنم و اعلام می کنم که نفر بعدی صعود کند. در اینجا باید من و نفرات بعدی که می آیند صبر کنیم تا همه شش نفر اینجا حاضر باشند تا بتوان طول دوم ریزشی ها را صعود کرد زیرا طول اول در مسیر ریزش طول دوم و به همین منوال تا انتهای مسیر می باشد . و یکی از دلایلی که قسمت ریزشی ها به طول می انجامد همین موضوع است.همه می آیند. در اینجا زمزمه بیواک کردن به علت تاریک شدن هوا وخطرات بعدی وخستگی به گوش می رسد ولی جای مناسبی نیست با همفکری بنا را بر ادامه وتمام کردن کار می گذاریم چراغ پیشانی ها را روشن وادامه کار و جلوداری به کورش سپرده می شود . پس از ساعت ها دست و پنجه نرم کردن با سرما و خطر و معطلی در ساعت دوازده شب زیر قله کار تمام می شود. نفسی عمیق و راحتی از ته دل کشیده می شود. احساس خاصی به ما دست داده و تصمیم گرفته می شود به جان پناه سیاه سنگها رفته در آنجا پناه بگیریم. هوای امروز و امشب بی نظیر است حتی نسیم هم نمی وزد و این از شانس خوب ما در این صعود بود اگر هوا به هم می ریخت یا بارشی وجود داشت وضع کاملا فرق می کرد و خدا را به خاطر این موضوح شکر گذاریم. در پاکوب قرار می گیریم وراه می افتیم به دوراهی حصار چال که می رسیم با شیب تندی مواجه شدیم حدود یکصد متر از شیب را رفته که با صدای دوستان مازندرانی که از مسیر فرانسه آمده بودند و برمنطقه آشنایی داشتند مواجه شدیم که اعلام کردند این شیب ممکن است اگر راه را گم کنیم به دره بخورد من وایرج همانجا نشستیم گرسنه بودیم کمی کباب شامی در کوله پشتی داشتیم چند لقمه ای با یک نوشابه کوچک خوردیم بدن نوشابه غذا از گلو پایین نمی رفت بر گشتیم پیش دوستان مازندرانی و بقیه دوستان نیز پایین تر رفته و جایی پیدا کرده بودند و بیواک نمودند. ما نیزطناب ها را پهن کرده و داخل کیسه خواب و بیواک رفتیم از فرط خستگی و سرما بین خواب و بیداری جابجا می شدیم شاید در حد لحظه ها خواب بودیم و بیشتر بیدار بودیم و از سرما به خود می پیچیدیم بیواک ایرج جواب نداد مجبور شد با پتو نجات شب را به صبح برساند.

دو شنبه هیجدهم مرداد 95

کروکی مسیر های فرانسه - 52 لهستان - هاری رست

صبح با روشنایی هوا بلند شدیم وسایلمان را جمع و جور وکمی بالاتر رفتیم و در پاکوب اصلی سیاه سنگها افتادیم اینجا بود که گوشی موبایل را روشن کردم دیدم آنتن می دهد تعدادی پیام از دوستان که روز های پیش موفق به تماس نشده بودند آمد به یک یک این دوستان زنگ زدم و از پایان یافتن برنامه و از سلامتی اعضای گروه با خبرشان کردم یک ساعت بعد به جانپناه رسیدیم دیگر دوستان نیز قبل از ما رسیده بودند بساط چای و صبحانه را مهیا کردیم آفتاب دلپذیری بود انگار می خواستیم همانجا ساعتها زیر این آفتاب بنشینیم و بخوابیم . وسایلمان را باز شماری و جدا کردیم سپس راه علم چال را در پیش گرفتیم در راه چندین بار با مهران تماس گرفتیم که ناموفق بود. ساعت دوازده ظهر به کمپ چادر ها رسیدیم با گروه مهران و علی تماس گرفتیم صعودشان تمام و روی قله بودند. با خاطری آسوده توی چادر با گرمی آفتاب و نسیم ملایم هوا به خواب عمیقی فرو رفتیم من اصلا متوجه طول زمان خوابم نشدم در حد لحظه ها شد که ساعت چهارعصر با صدای مهران از خواب بیدار شدم به گرمی دوستان همدیگر را بغل گرفتند و به خاطر موفقیت و سلامت برنامه خدا را شکر گذاری نمودند. ناهار و شام گرمی تهیه شد جای شما خالی صرف شد و بنا گذاشتیم شب را بمانیم و فردا صبح راهی ونداربن شویم .شب آرامبخشی را سپری کردیم .

سه شنبه نوزدهم مرداد 95

صبح از خواب بیدار شدیم هوا صاف و بسیار دلپذیر بود منطقه شلوغ شده بود بعد از صبحانه که با حوصله هر چه تمام تر صرف شد مقداری از وسایل را جدا کرده وتحویل قاطر چی دادیم عکس یادگاری روبروی دیواره گرفتیم وخودمان نیز با یک کوله پشتی راهی سرچال شدیم پناه گاه سرچال با آبی گوارایی که داشت دوستان چای درست کردند با کمی استراحت راه افتادیم شیب های لیزونک ها را پشت سر گذاشتیم استراحتی در محل کشتی سنگ داشتیم و در همان دوراهی دره قبل از پل چوبی هر چه داشتیم نا هارمان شد. راه افتادیم ساعت پنج عصر در قرار گاه ونداربن بودیم دوش آب گرمی گرفتیم و بارمان نیز رسیده بود تحویل گرفتیم و سوار بر مرکب هایمان راهی شهرکرد شدیم .

و روز چهارشنبه یستم مرداد 95

ساعت یازده و نیم پیش از ظهر به شهرکرد رسیدیم خبری از مهران و علی گرفتیم آنها زودتر از ما رسیده بودند.

وسایل فنی شامل :

هارنس- طناب – کلاه کاسکت- چراغ پیشانی – کارابین پیچ نفری 5 عدد – ریورسو جهت حمایت یا احیانا فرود – خود حمایت قابل تنظیم – یومارهر هفر یک عدد – تسمه 60 -80 -120 سانتی از هر کدام یک عدد جهت استفاده در کارگاه ها و به عنوان میانی در جایی که شکست طناب زیاد است – اسلینگ دو سر کارابین – 18 عدد – فرند در سایزهای متوسط 5 عدد – کیل در اندازه های مختلف 5 عدد – آچار کیل .

به نقل از سایت گروه پیام مخابرات شهرکرد و گزارش نویسی اقای احمد حیدری

با سپاس و قدر دانی از :

آقای فرهاد بهمنی رییس هیئت کوهنوردی و صعود های ورزشی استان به خاطر حمایت های ایشان از اجرای این برنامه


موضوعات مرتبط: گزارش برنامه هیات کوهنوردی و صعود های ورزشی هفشجان...

ما را در سایت هیات کوهنوردی و صعود های ورزشی هفشجان دنبال می‌کنید

برچسب: گزارش,صعود,مسیر,لهستان,وهاری,علایی,مرداد, نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 5:02

صفحه بندی